ابو الحسن قزوينى

113

فوايد الصفويه ( فارسى )

هندوستان از آن جمله است كه چون اوايل ورود مسعود بندگان آن حضرت به لكهنو ، محمد على خان و ميرزا محمد كاظم كه از حضور سعادت دستور مرشد زاده صفوىنژاد عالى بنياد ، رخصت شده و عهد و پيمان با بندگان آن حضرت محكم و مستحكم بسته كه درستى مقدمات حضور نزد نواب ناظم الملك نظام على خان بهادر و مشير الملك اعلام ، سند خان بهادر سهراب جنگ به آئين شايسته كرده ، عرضداشت به واقفان خواهم نمود . اگر چه نفس الامر محمد على خان برعكس طبقه الوار ، پسنديده كردار بود ، ( 159 ر ) و از آنجا كه ميرزا كاظم اصفهانى متصدى ، زاده و سالها در هند گذرانيده و وكالت پيشه بود و از راه و رسم دربار با سرداران ديار هندوستان به خوبى اطلاع داشت ، سردار زادگى محمد على خان را مبدل به شاهزادگى كرده ، [ با ] رسيدن به حيدرآباد دكن عهد و پيمان را به طاق نسيان گذارد . از آنجا كه در حقيقت نواب نظام على خان بهادر فتح جنگ چشم چراغ سراپا نام اسلام هندوستان است ، به تخصيص امير اعظم ارسطو جاه مشير الملك بهادر كه مالك امور ملكى نواب ناظم الملك است و صاحب صلاح و تقوى و يك جهان عدالت و مروت و نيك نام و ناموس است ، به تعظيم و تكريم محمد على خان در آمد . [ او ] به تربيتش ساعى ، راقم حروف از جناب سيادت انتساب مير عبد اللطيف خان بهادر برادر حقيقى سيد محمد جعفر شوشترى كه از وكلاى نواب ناظم الملك است ، مسموع نمود كه عالى جناب فضيلت مآب ، سيادت انتساب مير ابو القاسم مخاطب به عالم على خان بهادر [ دارد كه ] نيز يكى از سرداران معظم ايرانيه است و سلسلهء رفيعهء نامبردگان به قاضى القضات شوشتر و سادات نيكو سير منتهى مىشود . به نواب ناظم الملك عرض و اظهار كرده بود كه مرشد زادهء ايرانيان و خليفه زادهء زمان در ديار پورب است ( 160 چ ) ، و طبقهء زنديه از اذله اهل ايران و الوار فيلى و قطاع الطريق و رعاياى آن ديار فرح‌باراند . خلاصه چون اين وقايع بدايع به مسامع واقفان حضور شاهنشاهزاده ايران رسيد ، باعث تعجب و عسرت و توقف آن حضرت به ديار پورب گرديد . در تاريخ اتمام اين نگارستان مسموع شد كه تربيت نامه پادشاه ، به نام پادشاهزادهء جم جاه به اين مضمون